تبليغاتX
عکس،گرافیک،کاریکاتور،شعر

عکس،گرافیک،کاریکاتور،شعر

آرت نا

داود یاراحمدی هنرمند کاریکاتوریست در گفتگو با خبرنگار مهر درباره علل کمرنگ شدن کاریکاتور در مطبوعات اظهار کرد: کمرنگ شدن حضور کاریکاتور و کارتون در عرصه مطبوعات هیچ ارتباط به حضور کاریکاتوریست‌ها در جشنواره‌های بین‌المللی یا انیمیشن‌سازی ندارد، بلکه تنها به پاک کردن صورت مسئله به جای حل مسئله از جانب مدیران اصحاب رسانه باز می‌گردد. آنان به‌جای درج به موقع و استفاده درست از کارتون و کاریکاتور در مورد اتفاقات روز، به ظن خود با استفاده نکردن از کارتون و کاریکاتور، به راحتی از مسائل و برداشت‌های مخاطب خود که ممکن است بار حقوقی برای خود و مجموعه‌اش داشته باشد جلو گیری می‌کنند.

وی ادامه داد: سیاست‌زدگی جامعه، برداشت‌های حزبی و گروهی مخاطب از آثار کاریکاتور و کوه ساختن از یک کاه، سبب محدودیت هنر کاریکاتور می‌شود. به‌طوری که هجمه‌های رخ داده علیه کارتونیست‌های کشور باعث عقب‌نشینی بسیاری از کارتونیست‌ها در عرصه مطبوعات شده است. علت این امر جز یک توهم و برداشت شخصی و غیرکارشناسی نبوده است.

مدیر مسئول خبرگزاری هنرایران «آرت نا»، با بیان اینکه سطح پرداخت‌ها برای کاریکاتور در مطبوعات کشور پایین است و از طرف دیگر مدیران مسئول و سردبیران نظرات‌شان را به کارتونیست‌ها تحمیل می‌کنند، ابراز کرد: به همین دلیل است که از بین 64 روزنامه کشور تنها پنج روزنامه و از بین 14 خبرگزاری کشور تنها یک تا دو خبرگزاری با پرداخت حق‌التصویر به کارتونیست‌ها اقدام به درج کاریکاتور در صفحات خود می‌کنند، که این امر جای تاسف دارد.

وی ادامه داد: به همین علت جشنواره‌ای همچون هنر در رسانه که برگزار می‌شود؛ تخمین می‌زنند که از بین 1000 تا 1500 کارتونیست و کاریکاتوریست کشور، تنها 50 الی 100 نفر بیشتر نتوانند در این مسابقه شرکت کنند. این یک فاجعه است که اگر مسئولان فرهنگی به آن توجه لازم نداشته باشند، فاتحه مطبوعات و رسانه کشور را باید خواند.

این کاریکاتوریست در ادامه بیان کرد: طی سالهای 76 تا 84 یکی از پرکارترین دوره‌های کار کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌های کشور بود. کارتونیست‌ها طی یک دوره قبل‌تر به خاطر سیاستگزاری مسئولان وقت، دچار محدودیت در سوژه و اجرای دچار فقر تصویری شده بودند.

این هنرمند یادآور شد: در این میان با تغییر رویکرد، کارتونیست‌ها دچار "خودزنی کارتونی" شدند و خارج از تعریف‌های  قانونمند یک جامعه عمل کردند. متاسفانه همین امر باعث شده است که مسئولان فرهنگی کشور به جای پیرایش و ویرایش کار کاتورنیست‌ها، صورت مسئله را پاک کنند. به همین خاطر، از آن پس هر طیف یا گروهی که از دستش بر می‌آمد سعی داشت با مسئله کارتون و کاریکاتور برخورد کند.   

وی درباره اهمیت انتشار کاریکاتور در نشریات گفت: اگر بپذیریم که خبر در رسانه مکتوب یا دیجیتال در قالب‌های مختلف برای مخاطب ارائه می‌شود، باید گفت کارتون و کاریکاتور نیز یک از قالب‌های خبری تصویری است. پس با این تعریف کاریکاتور، بعضی اوقات تنها یک تفنن و سرگرمی و جای دیگر نیز موجز و اثرگذار خواهد بود. بنابراین مسئولان رسانه‌ها، سعی کنند با داشتن نگاه 270 درجه‌ای به کارتون و کاریکاتور بیش از اینکه بخواهند در حق فعالان این هنر لطف داشته باشند، به جایگاه  رسانه‌ای خودشان در بین مخاطبان توجه کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 1:58  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

جهان جدید «رسانه» دیگر تنها یک جهان یک خطی مبتنی بر «حروف» نیست

«نقطه» اولین و ساده ترین عنصر بصری بوده که مبدا پیدایش فرم و شکل می باشد.«نقطه» دارای انرژی است و در شرایط خاص جلوه تازه ای به خود می گیرد، و در حقیقت می تواند، نمود آن تغییر کند و ارزش تصویری دیگری پیدا نماید.

همچنین در رسیدن والتقاط  دو خط  نیز«نقطه» شکل گرفته ومفهوم «تاکید» را تصویر می کنند.
در ادامه بحث؛ «نقطه» و تخلیه انرژی درونی آن، «حرکت» ایجاد شده و در این میان است که «خط و شکل» متولد می شود.
«شکل» مهمترین دستاورد بشری در تعامل و «ارتباط» با یکدیگر محسوب می شود، و بطور عمده وسیله ای برای تولید دوباره «زبان» با استفاده از نمادهای بصری نیز تلقی می گردد.
با این اوصاف اگر نقطه، خط ، شکل و دیگر علائم بصری، باز تولید «زبان»، «کلام »و «پیام» باشند، می توان گفت؛ به لحاظ عملی یکی از رازهای پیشرفت بشر کنونی تا به امروز خلاقیتی بود که توانست برای ارتباط هرچه بیشتر با همنوع  در جهت رساندن «پیام» و مقاصد خود، از «خط تصویری» استفاده نماید.
«الفبا» یا «نوشتار»، فرای نوع شکل بصری آن از ابتدا تا کنون مهمترین وسیله «ارتباطی»، «ماندگاری» و «انتقالی» ، دانش بشری در دو کارکرد «اندیشه نگاری» و «آوا نگاری » در دوره های مختلف بوده و هست.
«نوشتار» به طور کلی نوعی ذخیره سازی «اطلاعات» و «پیام» برای« انتقال» به مخاطب می باشد- اگرچه تنها گونه آن نمی باشد- چرا که سالها پیش از پیدایش خط و حتی همزمان با آن، حافظه انسان این وظیفه را بر عهده داشته است.
«ارتباط» همیشه همراه بوده با یک «پیام» و «رس» که جابجایی داده ها را در راستای اهداف کارکردی جوامع بشری به همرا داشته است.
اگرچه این ظرف و مظروف در گذر زمان دستخوش تغییر «فرم»، «حجم»، «عنوان» و «محتوا» بوده است. اما هیچ کدام از موارد یاد شده نتوانسته در ماهیت آن که «اطلاع رسانی» است خللی وارد نماید.
در این میان، «پیام» است كه گاه در قالب «رمزهای كلامی» - به صورت شفاهی- و گاه به شكل «نوشتاری» و گاه نیزاین ارتباط در قالب «رمزهای غیركلامی» مثل طرّاحی، نقاشی و موسیقی منتقل می گردد.
بدین ترتیب اگر «خط و نوشتار» بر کارکرد و گرفت و گیر نمادهای بصری استوار باشند، عناصر بصری نیز نیاز به شناختی خواهد داشت که شاید بشود از آن به عنوان «سواد بصری» یاد کرد.
حال هر کدام از موارد یاد شده حامل پیامی است که می باید در قالب ظرفی به مخاطب انتقال داده شود که از آن به عنوان «رسانه» می شود یاد کرد.
«رسانه»؛ اسم ابزا ر می باشد که از بن، «رس»+ پسوند«انه» شکل گرفته است.
«رسانه»، یک اصطلاح کلی است که مخاطب را هر چه بیشتر به روند کارکردی آن نزدیک می کند و در یک نمایه بازتر وی را با  قالب های دیگر«رسانه» آشنا می نماید.
«رسانه» اگرچه  توانسته اریکه قدرت خود را بر جرگه جهانی بگستراند ولی در این گستره برای هر چه بیشتر بازشناسی خود نیاز به لوازمی  دارد که شاید از آن بتوان به عنوان «سواد رسانه ای» یاد کرد.
«سواد رسانه ای» ارتباط مستقیم با «سواد بصری» داشته تا بتواند «پیام» هایی که هر روز ما را مطلع می کنند به راحتی وارسی و آنالیز  نماید، «سواد بصری» قابل دستیابی هر چه بهتر در«رسانه» را برای مخاطب رقم می زند.
مقوله «رسانه» اگر چه به ذن خیلی از مردم آشنا و تکراری است ولی این مهم حائز اهمیت است، همانطوری که در بالا به آن اشاره شد- اسم ابزار است - همین نکته خود موارد دیگری را شکل می دهد که هرکدام نیاز به شناخت کافی مخاطب از آن ابزار مورد نظر را دارد.
«رسانه» ظرف و محتوا «مظروف» است.
«مظروف» در جایی متن ودر جای دیگر تصویر می باشد. همچنین گاهی «محتوا»، تنها «نوشتار» بوده و در جایی دیگر همین«نوشتار» در جایگاه «تصویر» قرار می گیرد. اینجاست که مخاطب علاوه بر شناخت «محتوا»،  نیاز به شناخت کافی ازمبحث «رمزی شناسی» در «سواد بصری» را دارد.
همانگونه که هر یک از علوم، زبان و الفبای خاص خود را دارد و با اصول و ضوابط ویژه ای تدوین و تعریف شده و نیز با معیارهای خود سنجیده می شود، دانش«هنر» و«سواد بصری» از این قاعده مستثنی نبوده و در حقیقت تکمیل کننده «سواد رسانه ای » در «رسانه » است.
با توجه به اینکه، جهان جدید «رسانه» دیگر تنها یک جهان یک خطی مبتنی بر «حروف» نیست،و مبتنی بر کارکرد هندسی و «هنر» است، از دست رفتن پیام و داده ها در آن  مفهومی ندارد.
طی فرایند جدید، عناصر موجود در ظرف طی یک گرفت و گیر دو به دویی  یا تکی  «محتوا» و «پیام»  را در «رسانه » رقم می زنند.
روزنامه، سینما، تلویزیون، اینترنت، ماهواره و... همه از دیگرمصادیق «رسانه» بوده که برای جذب هر چه بیشتر مخاطب و «انتقال» داده ها، نیاز به زبان «هنر » داشته تا با شیواترین نوع بیان بتوانند پاشنه آشیل مخاطب را هدف قرار دهند.
تصور نمی کنم در جهان کنونی بتوان از مقوله «رسانه» یاد برد ولی برای «هنر» جایی را در نظر نگرفت. در حقیقت شاید بشود گفت؛ بدون وجود «هنر»، «رسانه» نیز مفهومی نخواهد داشت و برای مخاطب نیزاصلا شکل نخواهد گرفت.
حال این شکل گیری، گاهی از نوع نگاشت های حروفی گرفته تا رنگ و چینش، از محتوا و فونت گرفته تا صوت و تصویر، همه و همه در شاکله «هنر» عجین شده اند.
«رسانه» از همان شکل گیری نقطه با «هنر» فرم یافته و تا امروز با «هنر» مفهوم می شود. آنها دو جزء جداناپذیر بوده و «رسانه»ای بدون
«هنر» وجود نخواهد داشت.


داود یاراحمدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 15:44  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

اگرچه وقتی صحبت از «مطبوعات» به میان می آید در ذهن مفهوم خبر و اطلاع رسانی متواتر می شود. اما باید به این مهم توجه لازم را داشت، فرای نوع خبر که به صورت روزانه در صفحات منتشره کاغذی دیده می شود، قالب های دیگر ارائه خبر نیز وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است.
عکس، کارتون، کاریکاتور و گرافیک نیز خود در برخی موارد به عنوان یک خبر تصویری و در زمان دیگری به عنوان تکمیل کننده خبر عمل نموده و مخاطب را برای رسیدن به مفهوم اصلی رهنما می شوند.
در این میان کارتون و کاریکاتور توانسته اند بیش از هر زمان دیگری در انتقال خبر و مفهوم به مخاطب اثرگذاری بیشتری را به همراه داشته باشند.
در ساده ترین تعریفی که شاید بشود از کارتون و کاریکاتور ارائه کرد؛ در هر چيز مادی یا معنوي افراط یا تفریط شود، مبدل به یک اثر كاريكاتور یا کارتون خواهد شد.
با اشاره به دو مفهوم کارتون و کاریکاتور و روشن تر شدن مفاهیم روایی این دو کلمه شاید ما را در رسیدن به هدف مورد نظر کمک بیشتری نماید.
كارتون اغراق و آگرانديسمان شده تمامي هست وجودی بشري مي باشد كه مورد نكوهش یا ارزش قرار گرفته است و "كاريكاتور" اغراق و  تغيیر يافته يك چهره مي باشد كه شايد آثار روحي- رواني شخص مورد نظر را متبلور مي نمايد.
"كارتون "و "كاريكاتور" مفهومي بسيار نزديك به همديگر دارند. آنچه كلمه طرح و كارتون بدان اطلاق مي شود ممكن است تنها يك طرح تمثيلي يا كنايه اي باشد كه در نهایت ممکن است به جاي خنداندن، بيننده را به تفكر وا دارد.
يك اثر  كارتون معمولا مقداري تخيل و اغراق را در خود نهفته داشته و مهمتر اين كه در بيان هدف خود از اصطلاحات روزمره و عامه به همان شكل متداول بهره مي گيرد. گاهي هدف كاريكاتور یا کارتون اين است كه مي خواهد طرح سوال كند.
معمولا "كارتون" به دو شكل بدون شرح و با شرح در لابه لاي نشريات مختلف خودنمايي مي كند كه مقوله با شرح آن به خاطر عجين بودن با نوشتار نزد مردم راحت الحلقوم تر به نظر مي رسد. چرا كه پيش از اين كه شخص بيننده خودش را به زحمت بيندازد و در مورد مساله فكر كند، نوشتار اثر خود را انتقال مي دهد.
ولی در کارتون های بدون شرح؛ مخاطب با توجه با مقدار آشنایی با مفاهیم مختلف عناصر بصری و سمبل ها، شناخت از جریانات روز سیاسی روز و همچنین نوع نگاه طراح و مطبوعه مورد نظر، برداشت های ذهنی خود را خواهد داشت.
در این میان، ناکافی بودن سطح سواد بصری مخاطب، سیاست زدگی ذهنی جامعه، اجرای نامناسب در ارائه مفهوم از جانب کارتونیست، خود از عوامل موثر دیگری می باشد که یک مخاطب را دچار توارد ذهنی نموده و در برخی موارد ممکن است بازخوردهای نامناسبی را در جامعه  به همراه داشته باشد.
معمولا کارتون های مطبوعاتی دارای یک تاریخ مصرف زمانی می باشند و در صورتی که در زمان خود مورد استفاده قرار نگیرند مانند خبرهای همان روز سوخته خواهند شد.
حال با توجه به موارد یاد شده باید به این نکته اشاره داشت که کارتون یا کاریکاتور در جامعه خبری جهان بیش از این که به عنوان یک چاشنی از آن استفاده شود، به عنوان تنها تیری استفاده می شود که قرار است بر پاشنه آشیل بنشیند.
از اولین کاریکاتور چاپ شده در روزنامه شماره 145 «ادب» در سال 1277 توسط حسين الموسوي در مشهد تا امروز، هیچگاه طی این سالها کاریکاتور نتوانسته در مطبوعات کشور به عنوان یک خبر تصویری کاملا مجزا از آن یاد شود بلکه همیشه به عنوان چاشنی و حاشیه و در حقیقت به عنوان پر کردن بخش های خالی مطبوعات استفاده شده است.
اگر چه مدیران اصحاب رسانه، خود به قدرت اثرگذاری و فرا گیریی کارتون و کاریکاتور در طیف ها، گروهها و سنین مختلف اشراف دارند، ولی همیشه این دغدغه وجود داشته که مخاطب چه برداشتی از آن خواهد داشت؟ و به همین سبب سعی داشته بجای حل مسئله اقدام به پاک کردن صورت مسئله نمایند؛
-    یا از درج تصاویر کاتون و کاریکاتور صرفه نظر می کنند.
-    یا به عنوان یک اثر جانبی و تصویرسازی متن از آن استفاده می کنند.
-    یا اینکه آن قدر تصویر یاد شده کوچک کار می شود که از مقدار اثرگذاری عناصر بصری به کار رفته در آن کاسته می شود که بودن یا نبودن آن برای مخاطب دیگر مهم نیست.
به همین دلیل مخاطب به علت فقر تصویری در رسانه های کشور از رشد و شناخت بصری و در نهایت تحلیل درست یک اثر محروم شده و  قطعا با دیدن یک اثر کارتونی یا کاریکاتور چهره، برداشت جوک، لودگی و استهزاء را خواهد داشت. 
و همین  استفاده نابجا  و نادرست از کارتون در مطبوعات، باعث برداشت های ناصحیح و چالش ذهنی مخاطب از یک اثر کارتونی ارائه خواهد شد که در خیلی از موارد نیز، اعتراضات گروهی از مخاطبین را به همراه داشته است.
متاسفانه طی چند سال اخیر مطبوعات کشور دچار یک آفت زدگی مزمن بصری (عکس، کارتون، کاریکاتور، گرافیک، صفحه آرایی و...) شده است. اگرچه چاپ و نشر آثار تصویری طی سالهای گذشته تا کنون دچال افت و خیزهایی بوده است ولی هیچکدام از موارد اتفاق افتاده در عرصه مطبوعات را نمی شود به عنوان یک کارکرد اصولی و حرکتی مدون برای مطبوعات و رسانه های مختلف کشور نسخه پیچ کرد.
وقتی با وجود 50 الی 60 روزنامه کشور، تنها مدیران 7 الی 8 روزنامه کشور به کادری کوچک از کارتون و کاریکاتور در لابه لای ستون های پر و خالی روزنامه خود بسنده می کنند چه انتظاری باید از مخاطبین مطبوعات داشت که درک درستی از یک اثر کارتونی داشته باشند.
وقتی سردبیران و مسئولان مربوطه نشریات کشور به این اجماع نرسیده که آثار کارتونی و کاریکاتور می توانند به عنوان یک مبحث خبری مجزا در روزنامه وجود داشته باشند، چگونه می شود از مخاطب انتظار داشت که به برداشت صحیح یک اثر کارتونی برسد.
وقتی هنوز در خیلی از مطبوعات و رسانه های کشور از "کاریکاتور " صرفا به عنوان یک اثر که بشود طرف مقابل را به سخره گرفت به آن نگاه می کنند، چه انتظاری می توان از مخاطب داشت که به عنوان یک کمپرس خبری بخواهد آن را در لابلای صفحات پی جو شود.
پس جا دارد که مدیران اصحاب رسانه کمی به این مقوله توجه لازم را داشته و ضمن مطالعه بیشتر  در این زمینه، جایی را برای خبرنگاران تصویری در سرویس های خبری رسانه ی خود پیش بینی نمایند تا ضمن هرچه پر بار شدن عرصه خبری کشور  بارقه امید "درست دیدن " در مخاطبین جوانه بزند.


داود یاراجمدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 19:17  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

به گزارش «آرت نا»، محمود شالویی رئیس موزه هنرهای معاصر طی گفت و گویی در تاریخ 13/2/ 90 با خبرنگار خبرگزاری فارس، با ابزار خرسندي سعی براین داشت که خبر  تصویب يك دهم درصد از بودجه عمراني دستگاه هاي دولتي در لايحه بودجه در سال  90 برای خرید آثار هنر را به عنوان یک خبر نوبرانه فصل به اطلاع اصحاب فرهنگ وهنر کشور برساند.

وی در ادامه این گفت و گو اعلام می کند: « اين مايه خرسندي جامعه هنري است كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به لزوم ايجاد تغيير و تحولي در زمينه اقتصاد هنرهاي تجسمي توجه نشان دادند و به اين مصوبه رأي مثبت دادند.»
جای چند نکته قابل تامل است؛
 - سال  83  قانوني به تصويب كميسيون فرهنگي مجلس رسید كه اين قانون بر اساس بند «ي» ماده 104 برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به دولت اجازه مي‌داد تا نيم درصد از اعتبارات دستگاه‌هاي خود را براي خريد آثار هنري اختصاص دهند، که با یک چرتکه سر انگشتی متوجه خواهید شد مبلغ مصوبه کنونی در بودجه سال 90 از مصوبه سال 83  برای خرید آثار هنری کمتر می باشد.
 - جای تعجب است با توجه به توضیح آورده شده در بند1؛ آقای شالویی بفرمایند کجای این مصوبه، مايه خرسندي جامعه هنري کشوراست. بابت چه تغییر بهینه ای در خرید آثار هنری ابراز خرسندی کنند، برای کاستی بودجه خرید مصوب آقایان نمایندگان محترم مجلس! یانه اینکه؛ می توانست این لایحه به علت مشغله کاری مجلس محترم شورای اسلامی کلا به تصویب نرسد...!
- آقای شالویی قطعن به این امر واقف هستید که اگر لایحه ای در صحنه علنی به تصویب نمایندگان محترم مجلس برسد نیاز به تاکید موکد و موظف و بگیر و ببند دیگری نبوده و قانونن طی شرایط مصوب لازم الاجرا می باشد. پس نیاز به تاکید و یادآوری حضرتعالی به کلمه «موظف» به عنوان تضمین اجرای کار برای هنرمندان نمی باشد.
به نظر شما جناب آقای شالویی! وجود کلمه «موظف»، كليه دستگاه‌ها و موسسات متعلق به قواي سه‌گانه را «موظف» به اجرای مصوبه یادشده خواهد کرد؟!
 چرا که مشابه خیلی ازاین «موظف» ات در کوران چرخه اجرایی و اداری و... به دست فراموشی سپرده شده  و 7 سال بعد با تغییر مدیران فرهنگی، مصوبات جامانده دوباره رونمایی شده و در یک پروسه جدید لازم الاجرا می شود.
باید به این مهم توجه لازم داشته داشت که شاکله یک کارکرد مدیریت فرهنگی، تنها مقدار کمیت کار به لحاظ تعداد مصوبات و تصویرسازی آماری در دوران کاری نیست بلکه اجرایی شدن درست مصوبه می باشد، اگر چه تنها یکی باشد.
و اینکه ؛
- وزارت ارشاد طی چه آيين‌نامه و شرایطی اقدام به خرید آثار هنری خواهد کرد؟
- آیا اصلا آيين‌نامه وجود دارد؟ این آیین نامه توسط چه کسانی نوشته شده ، آیا با توجه به خواستگاه کلیه آثار تولید  شده هنری در زمان جاری می باشد؟
- آقایان مسئولین امور فرهنگی، چه زمانی اجرایی شدن این آیین نامه را اعلام می کنند.
- چه کسانی مشمول خرید آثار هنری خواهند شد؟ و چه کسانی به عنوان کارشناسان در جایگاه خریدار قرار خواهند گرفت.
- آثار هنری خریداری شده در کجاها  و طی چه شرایطی نگهداری خواهند شد.

مدیر مسئول
آرت نا


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:45  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

برای ما که سازمان کوک نیست!

                                      رقص

                                     نقشینه غریبی است

هجوم باد بر گیسوان

تمام سرگل های تورا

در چشم های من پر...پر کرد.

باد...امروز

عجیب غریب می نوازد

                  ناکوک تر از ساز من

                                  وحشی!

پاها

دست های تو

پیچیده لای زمان

"دشتی "

سوز می نوازد

                                                              ساعت ۶.۴۵ صبح

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 7:39  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

ابوالحسن داودی؛ کارگردان، تهیه کننده، فیلم نامه نویس و مدیرعامل چهارمین دوره خانه سینما در گفت وگو با خبرنگار «آرت نا»، گفت:  اهمیت ندادن به جریان خصوصی سازی در هنر و به ویژه سینما سبب می شود تا رشد بحران را در شاخه های مختلف به ویژه جذب مخاطب شاهد باشیم. 
وی ادامه داد: در شرایط کنونی به ندرت مبلغی در سبد اقتصادی خانواده ها برای استفاده از کالاهای فرهنگی و یا به اصطلاح رفتن به سینما باقی مانده و در کنار برنامه ریزی های  اقتصادی تاکنون نشنیده ام که فکری به حال این مسئله شده باشد.
داودی با تفکیک بخش های خصوصی از یکدیگر، تصریح کرد: فعالیت بخش خصوصی تنها برای ارگان هایی میسر است که از کمک های دولت بهر می گیرند و یا اینکه از ارتباط با دولت مردان سود می برند به همین دلیل می توانند سر پا بیستند اما بنده، آتیه و  چشم انداز جذاب و امیدوار کننده ای برای بخش خصوصی که مستقل عمل می کند پیش بینی نمی کنم.
کارگردان «تقاطع» درباره اظهارات مدیران به ویژه وزیر فرهنگ که معتقد است سینمای ایران باید بتواند حرفی برای گفتن در مقابل هالیود و بالیود داشته باشد، تاکید کرد: هالیود و بالیود تشکلاتی مانند تصویب شواری فیلم نامه، پروانه ساخت و نمایش ندارند و تنها امری به عنوان «درجه بندی» وجود دارد که صرفا برای مشخص شدن سن تماشاچیانی است که مجاز به دیدن فیلم هستند، منظور می شود. بنابراین آن ها موانعی را در ارتباط مستقیم با مخاطیب ندارند و مقایسه آن ها با سینمای ایران کمی نادرستی است. 
در ادامه، تهیه کننده «جزیره آهنی» عنوان کرد: خصوصی سازی زمانی به معنای واقعی در عرصه فرهنگ و هنر ایجاد می شود که عرضه و تقاضا با توجه به قانون اساسی، آزادی کافی را دارا شود اما از آنجا که با تغییر هر دولتی سلیقه شوراهای مختلف سینمایی و خط قرمزهای آن ها نیز دستخوش تغییر می شود، نمی توان فکر ایجاد بخش خصوصی سالم و استانداردی را در جامعه داشت.
کارگردان «زادبوم» با بیان مثالی دراین باره ادامه داد: فیلم سینمایی «زادبوم» در دولت دهم جایزه نگاه ملی را بدست آورد اما بعد از آن پروانه نمایش دریافت نکرد و متوقف شد! این در حالی است که این اثر دو سرمایه گذار دولتی داشت و اگر از سوی بخش خصوصی به تولید رسیده بود به طورحتم تهیه کننده آن با شرایطی ناگوار و شکست اقتصادی رو به رو می شد.
کارگردان «نان، عشق، موتور هزار» معتقد است؛ بخش خصوصی در عرصه فرهنگ و هنر به ویژه سینما تعریف مخدوشی دارد و تا زمانی که قانون مشخص و ساختار منسجمی پیدا نکند، نمی توان با آن ارتباط سالمی برقرار کرد.
داودی عنوان کرد: در شرایطی که جایگاه صنف برای دفاع از منافع بخش خصوصی مشخص نیست و دولت آن را به رسمیت نمی شناسد و خود نیز قدرت احاطه بر این بخش را مانند هر سندیکای دیگری در تمام دنیا ندارد و گاه به جای آنکه کار صنفی انجام دهد تبدیل به جریان اوپزیسونی، عقیدتی و سیاسی می شود نمی توان انتظار داشت بودجه ای که به نهادهای فرهنگی  تعلق می گیرد تنها برای آقازاده ها و نور چشمی ها نباشد. 
وی با بیان اینکه مشکلات بخش خصوصی تنها ناشی از بی برنامگی و عدم توجه دولت نیست، اظهارکرد: شرایط موجود ناشی از ساختار غلطی است که هیچ گاه نتوانسته پلی میان بخش خصوصی و دولت شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 8:17  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

چهاردهمین  جشن خانه  سینما متبرک به دعای فرشته طائرپور کارگردان و تهیه کننده سینما ي کشورمان به نیت ۱۴ معصوم ودعای «فالله خیرحافظا و هو ارحم و راحمین » جهت ادامه بقا و ارتقای سینمای ایران همراه  شد .
چرا که آمده بودند تا بگویند ، بشنوند و برای حرکتی دوباره همت گمارند واسب خیال خود را رهوارتر از پیش در  قاب تصویر نقش کنند.
آمده بودند تا با پیر و مرشد خود همنوا و همگام شوند و پرنده خیال خود را بر مامنی از عشق  و دوستی  بر آسمان مهرباني و همپويي رها كنند.

اما...متاسفانه اتفاقات حاشیه ای باعث شد این جشن که می توانست خیلی از  کدورت هارا به حلاوت بدل كند ، در مسير پر از حاشيه خود خصوصا پس از پايان ، همچنان با تداوم كدورت راه خود را بپيمايد.

 حاشیه هايی که شاید با کمی تعمق ، نيز تعلق به اصل محتوا که خود سینما است، پای از کادر تصویر بیرون نمی گذاشت و مي توانست همچنان به رسم جوانمردي با بوسه بر سن ختم به خير شود و نشد!
 از یک سو، دیگر بودن  برای دیگرانی که؛ پای خرشان در گل مانده جای بسی تاسف دارد ، چرا که قاطبه عزیزان سینما توگراف ، بر دایره ای سما گرفته بودند تا تولد دیگری از سینمای این مرزو بوم را به جشن بنشینند  تا شاید  واگویه هایشان ، پايان نماهایی باشد که بر سكانس هاي تلخ نچندان دور خانه سينما گذشت.

واز سوی دیگر، بدور از رویکرد بعضی از حضار که شاید هم به ظن خود قصدی در حاشیه سازی نداشتند،برای تداوم حضور، اطاله کلام را بر سبزینه خیال، تام نمی کردند، امروز بجای پرداختن به این  همه پاسخ و پرسش نا دلخواه در مسير تعالي سينما ي وطن مي كوشيدند.

اما اکنون که کشور نیازمند به همپایی و همسویی از جانب کلیه صاحبان فکر، مجریان و مسئولین است، سخن راندن از نامهرباني  چندان شايسته مسوولين و از سوي ديگر هنرمندان و ارجمندان سينما نيست.
در خاتمه باید گفت؛ زنده كردن دعواهاي كهنه آن هم  خارج از حيطه شمول تخصصي ،نمی شود  برای همنوایی ، سازی خوش دوباره بودن را ،  شور کوک کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 10:1  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

آرت نا: یه مدته اینقده «فاصله ها» بین من و تلویزیون زیاد شده که یا حرف همدیگه  رو نمی فهمیم یا اینکه وقتی هم می فهمیم دیگه حالی برای دیدن تلويزيون نمونده!

از این ور کار و مشغله روزانه، از اون ور برنامه های پر و پیمون فارسی وان، بی بی سی پرشیا و... مادر بزرگ اجازه نمیده كه کسی کانال برنامه رو عوض کنه دايم سرش توي تلويزيونه يا مرتب در حال تمیز کردن شیشه عینکشه!

از یه طرف تکرار مکرر ازدواجاي سریالی، از طرف دیگه کوچه های فیلمفارسی همين چند وقت پيش تهرون که توش اتفاقات سال 2010 مي افته!!

علاوه بر اینا كه به عرضتون رسيد، لطف آقای ضرغامی به سریالهای پست مدرن سالهای 42 (دشنه و کلت، دستمال یزدی و روسری شالی، کلاه پ ه ل وی و دستمال سر آقایون، سبیل دسته دوچرخه و ریش دسته بیلی، کفتر و تمساخ و...) همه و همه، دیگه دل و دماغی برای کشمکش با مادربزرگ برای آدم نمی زاره که بخواد کانا ل مورد علاقش رو بگيره  و ببینه توی دم و دستگاه خودیا چی می گذره....

چن شب پیش وقت افطار مادربزرگ مشغول ادای فریضه نماز بود بی هوا، از شبكه اونوريا زدم بيرون، ببینم  تودنیاي اين وريا چه خبره و دست کیه... که یهویی یه آرم  یا به قول امروزیا؛ نشان یه برنامه تلپی خورد تنگ صفحه تلویزیون: «جهت اطلاع»

اول فک کردم شاید یه برنامه تاریخی یه...! اما ادامه کار با  شلتاق تصویري دلاوری که نمی دونم از کی شاکی بود و کجا کتک خورده بود، با دادو قاله  "می زنه، می زنه، می زنه..." سرو کله اش پیدا شد.

تازه متوجه شدم که ب..ع..له  دارم اخبار نيگا می کنم و گزارشای خبری جناب دلاوری.
بنده خدا خیلی سعی می کنه کارش متفاوت باشه، البته نه مث بعضیا ...! انصافا  اگه از حق نگذریم، موهاشو تو این راه گذاشته. خوب بالاخره تهش یه چیز در میآد که ارزش کل کل کردن با مادر بزرگو داشته باشه.

این کارش از اون کارا بود که ارزش داشت تا عاقِ مادربزرگ رو ام به جون بخری... !

از جناب مشایی گرفته با تزهای  لحظه ای و روزش تا عمو محمود خودمون با زحمات شبونه روزیش ويه ريزه اونورتر؛ طرح بکر« کار در خانه» آقای رحیمی و ماشین آقای رویانیان که توی پیاده رو مونده بود و یادش رفته بود با خودش تو پارکینگ ببردش و غيره و غيره!

داشت یادم می رفت... آی ضرغامی و کیک و تبریک و تسلیت، پاره کردن زاگرس! رونمایی از توانمندی دیگری از دکتر چمران خودمون ... همه و همه یه آش شله قلم كاري شده بود که انصافا توي اون  تنگ افطاری حسابی قوت رفته یه روز رو بهم برگردوند. حالا كه فك مي كنم مي بينم  هفته ای یه بار _جهت اطلاع_ آآیون، ميشه با تلویزیون آشتی کرد. نه؟! بابا ميشه ديگه انقده سخ نگير... نه جون من!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 12:10  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

اتوبوس - امروز هم  بی هیچ تو، آخرین مسافرش را برد.

از پس کوچه ها که می گذرم، لبخند مردم برایم دیگر تازگی ندارد و بوی گس و کافور می دهد.

سنگفرش های پریشان شهر که سالهاست  مثل من تنها یی را با سایه های سرگردان سرکرده اند،  مرا تا درب خانه همراه می شوند.

امشب قرار دیگر دارم  . پارس سگ ها ، سوی تیرک چراغ ایستگاه اتوبوس  جوری دیگر لحظه ها را پا به پا می کنند.

هوا سرد است. برف می بارد .

 آنسوی پنجره- خودم – "بی چتر و بی کلاه " ، تنها ...! مانده در ایستگاه.

گویی سالهاست که اتوبوس نیامده . زمان از ساعت بودن گذشته.

پاسبان شب با " چتر و کلاه" آمده

سلام می کند " آقا ...! می تونم کمکت کنم "

من بی هیچ سلامی – سر تا پا سفید- با قاب عکس تو، آجرهایی که تمام پاسبان را با " چتر و کلاه" در برگرفته ، باز شماری می کنم" 1244 -1245 – 1246 -..."

پاسبان می رود.

 برف تمامی شبانه ی تو را سفید می کند و تنها سوی چراغ، گوشه چشم تو را که هنوزازبرف جا مانده و به من زل زده- گرم می کند.

حس غریب با من یکه به دو می کند. ایستگاه پر از مسافر شده، ، شلوغ تر از همیشه، شانه به شانه، و تو...!

اتوبوس می آید ! سوار می شوم ، پیشتر از همه- با تو !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 22:40  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  | 

هوا پرشده از زمان بي چتري

چشمانت باران مي خواند

و پيشاني خط خورده ات

در هيبت انتظار

فال قهوه مي گيرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 23:13  توسط داود یاراحمدی / D-Yarahmadi  |