تبليغاتX
عکس،گرافیک،کاریکاتور،شعر

عکس،گرافیک،کاریکاتور،شعر

آرت نا- برای فردا...

امام صادق (ع):

 کسی که به زیارت قبر اما حسین(ع) برود و به حق آن حضرت آگاهی داشته باشد، مانند کسی است که سه حج با رسول خدا(ص) انجام داده باشد. 

کامل الزیارات ص460

+ نوشته شده در  Mon 21 Dec 2009ساعت 11 PM  توسط Davood Yarahmadi  | 

هوا پرشده از زمان بي چتري

چشمانت باران مي خواند

و پيشاني خط خورده ات

در هيبت انتظار

فال قهوه مي گيرد

+ نوشته شده در  Sun 20 Dec 2009ساعت 11 PM  توسط Davood Yarahmadi  | 

گذر و نظر به برخي از عكس هاي من در سايت عكاسي

http://aks.akkasee.com/photos/53268/?index=21

+ نوشته شده در  Sat 12 Dec 2009ساعت 0 AM  توسط Davood Yarahmadi  | 

 بالاخره ....دو شماره  همزمان ۶-۵ فصلانه " گفتار سبز" طنز و كاريكاتور ويژه بهار و تابستان با كمي تاخير ببخشيد  به لطف حضرت حق و همراهی دیگر دوستان  در ۱۳۶ صفحه به چاپ رسید.

مدير مسئول و صاحب امتياز:محمدجعفر محمدزاده

 شوراي سردبيري: داود یاراحمدی و ساسان والیزاده،علی زمان محمدزاده ،سهراب جوادي

ويرايس: بهروز قزلباش

سرويس بين الملل: مهدی بارانی

مدير اجرايي: محمد جوادی

  در این شماره می خوانید:

·   سخن نخست

first speech         

·  جستارها و پندارهايي پيرامون طنز در فرهنگ و ادب پارسي/ دكتر مسعود ميري

jumps and thoughts environs staire in Persian culture and literature             

·   طنزهاي مديريتي ما/ گفت و گو با مهدي كلهر

our management staires          

·  سازوكار ايجاد خنده/ محمد جنيف

outfits which causes laugh         

·  "ترس"در دوسالانه كاريكاتور نهم/ عليرضا ذاكري

afraid in biennial of ninth caricature         

·  سياست كاريكاتوري يا كاريكاتور سياسي/ داود ياراحمدي

caricature politic or political caricature        

·   مانگا در ژاپن/ بهنام جاهدزاده

manga in japan         

·  قصد دارم بهترين باشم/ گفت و گو با عليرضا باقري

I’m going to be the best           

·  معلوليت محدوديت نيست/ آلبوم كاريكاتور

infirmity is not restriction         

·   وكلاي شكرشكن / سهراب جوادي

sweet spoken attorney           

·   از دست نوشته هايم به خدا پناه مي برم/ علي زمان محمد زاده

I shetter on my god for my handwriting           

·   لبخندهاي تبليغاتي / عباس علوي

promotive smiles           

·   با كاريكاتور شيرجه در سياست /گفت و گو با عليرضا ذاكري

dive in politic with caricature           

·  رنگ به هاشورهاي خيالم معني مي دهد/ گفت و گو با مهدي صادقي

hue convey to my dream hachures            

·  لبخند دراتاق تشريح/ نشست نشانه شناسي كاريكاتور  

 smile in anatomy room        

·   سفرنامه دومين جشنواره پوليا/ سفر نامه مهدي صادقي

  log of the second Poolia festival

·   سلطه رسانه/ آلبوم كاريكاتور

 the mastery of medium

·  روزنامه حزب خران/ معرفي كتاب تازه استادسيد فريد قاسمي

 donkey party newspaper

·  حكايت راوي خر مش‌غلام/ نگاهي با اشعار طنز حجتي 

 anecodote of Mash Gholam donkey’s narrator        

·  چرند و پرند دخو

  Dakhou’s Charandoparand

·  عليرضا قزوه و هندوانه

 Alireza Gazve and watermelon     

+ نوشته شده در  Sat 12 Dec 2009ساعت 0 AM  توسط Davood Yarahmadi  | 

در   وبلاگ "تلخندک"
+ نوشته شده در  Fri 11 Dec 2009ساعت 11 PM  توسط Davood Yarahmadi  | 

وقتي

چهار راه هاي پراز بودن  

                       بي چراغ،  "سبز" مي شوند...!

آنسوتر

پنجره هاي خيال

حقوق بشر، دمكراسي و صلح را !

در _كي ، اف، سي – و مكدونالد سرو مي كنند .

كسي تو را مي خواند

پشت كوچه هاي  ماندن

بي هيچ – خدا...!

تنها ....!

با دسته اي سبزي

پيچيده لايه روزنامه ي " اعتماد" .

خيابان پر شده از

هواي گس، سگ هاي پا كوتا

و...

 مرغ همسايه

ديگر كسي براي خدا نمي خواند

فرشتگان وهي*

BBC ,VOA, فرانس 24، العربيه

بر مردم  آيات " ولنتاين" و "هالووين"

نازل مي كنند.

گيتارها- راك  و رپ- مي نوازند

ومردان گيس بلند

 با شمعداني هاي 7  شاخه

خداي ديگري را دور مي چرخند.

..........................................................................................................

* وهي: افتادن / ضعیف شدن / پوسیده و کهنه گردیدن رسن /نزدیک گردیدن دیوار به افتادن /شکاف چیزی و دریدگی آن/  سستی

+ نوشته شده در  Sun 6 Dec 2009ساعت 10 PM  توسط Davood Yarahmadi  | 

گفت و گو با مهدی کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور

مديريت پاي فن كوئل!(قسمت اول)

منبع:(گفتار سبز-شماره ۵-۶ )

بعضی ها می گویند چرا سفرهای استانی می روید ؟مدیر آنست که در تهران می نشیند پای فن کوئل و مدیریت می کند! شما اصلا باید بروی در شهرستان و سرزده بروی، من دیروز به یکی از شهرستانها رفتم در یکی از موزه ها وارد شدم دربان من را نشناخت گفت بلیط 200 تومان است، گفتم باشد دو بلیط به من بدهید، 1000 تومان دادم.  گفت خرد ندارم.گفتم برادر من که 100 هزار تومان ندادم!  من فرضم این باشد این یک شیوه است، ببینید اینها کمدی های مدیریت ماست! یقیناً این مدیر اصلا به این فکر نکرده که کارمند زیر دستش چه می کند و یقیناً هم آن مدير فكر نكرده آن توریستی که می آید و حالا پانصد تومانی می دهد و او می گوید یک دویست تومانی بیشتر ندارم چه تاثیری روی این توریست خواهد گذاشت؟ این توریست که به کشور خودش برگشت چه خواهد گفت؟ سازمان ميرث فرهنگي چكار دارد مي كند؟ مصر چگونه گردشگری دارد؟ ترکیه چگونه گردشگری دارد؟ درآمد ترکیه از گردشگری است.

 

+ نوشته شده در  Thu 3 Dec 2009ساعت 0 AM  توسط Davood Yarahmadi  | 

 

*عليرضا ذاكري

منبع: فصلانامه گفتار سبز / شماره ۶-۵

  اشاره: چنين بنظر مي‌آيد آئين نقد نويسي در كشور ما جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده، بلكه به ابزاري تبديل شده است براي تسويه حساب‌هاي شخصي و دست‌يابي به منافع افراد.

اما از سوي ديگر نقد حرفه‌اي در اوج سلامت محتوا، هرگز وارد اين بازي‌ها نمي‌شود و براي خوش‌آمدن يا خوش‌نيامدن كسي نوشته نمي‌شود. نقد سالم سلسه نوشتاريست كه خواننده با مطالعه‌ي آن، نكته‌اي را مي‌آموزد. نقد خوب ضمن مطرح ساختن ضعف‌هاي هر اثر، دلايل منطقي خود را بازگو كرده و در ادامه وظيفه دارد راهكارهاي بهتر شدن اثر را با دلايل منطقي بيان نمايد.

در نوشتار سعي بر اين دارد با بياني ساده و صريح ضمن بررسي و نقد فعاليت‌هاي دوسالانه كاريكاتور تهران، نكاتي را در حوزه كاريكاتور مطرح سازد.

اميد مي‌رود محتوي اين نوشتار تنها از زاويه نقدي دلسوازانه نگريسته شود، نه آنچه در ابتداي اشاره آمده است.

 

كاريكاتوريست

 در اوايل دهه هفتاد، كاريكاتور ايران مراحل نوپايي و شكل‌گيري مجدد خود را طي مي‌كرد. آن ايام همزمان شده بود با شروع فعاليت‌هاي نگارنده  در عرصه كاريكاتور. باورها و ايده‌آل‌هاي خاصي كه نسبت به هنر كاريكاتور داشتم بسيار جالب بودند. اول آنكه مي‌پنداشتم كاريكاتور هنري غير انتفاعي است! و چندان محل درآمد هنرمندي نمي‌تواند باشد. حداقل در اين مملكت. بعدها كه جلوتر آمدم ديدم خير! تصور من اشتباه است و ماجرا زواياي ديگري هم دارد كه از ديد من پنهان مانده بود. دوم اينكه باور داشتم كاريكاتوريست بايد سرشار از وجدان، انسانيت، راستي و درستي باشد. اما بايد با همه‌ احترام به كاريكاتوريست‌هاي شريف اين سرزمين، اعتراف كنم اين اوصاف انساني چندان هم محلي از اعراب ندارد. مي‌پنداشتم، كاريكاتوريست هميشه درجبهه حق و مظلوم قرار دارد و آني از ذات انتقادي كاريكاتور دور نمي شود. زيرا اين خصلت‌ها، از مهم‌ترين شاخصه‌ها‌ي يك كاريكاتوريست تمام عيار است. اين پرسش هنوز هم مرا آزار مي‌دهد، آيا منِ كاريكاتوريست به اولين اصول اخلاقي پايبند هستم؟!!

اگر كسي بپرسد اين اوصاف انساني چه ربطي به توليد آثار كاريكاتوري دارد، لابد نمي‌داند كه هنرمند، هميشه و هميشه باطن خود را ترسيم مي‌كند. هنرمندي كه تعهد نداشته باشد چگونه مي‌توان از او توقع داشت اثري خلق كند كه سرشار از حقيقت و لحظات انساني باشد.

تصويري كه از جامعه معاصر توسط هنرمندي ترسيم مي‌شود كه چندان تعهدي به اخلاقيات و اصول حراف‌اي ندارد، آيا آثار او مي‌تواند براي آيندگان و نسل‌هاي بعدي  اعتبار داشته باشد و محل استناد يك موقيعت تاريخي كشوري باشد؟!

بي‌شك كاريكاتوريست حرفه‌اي تمام عيار كسي ا‌ست كه در رفتار و آثارش، دروغ، توهين، تخريب و سرسپرده‌گي جايي ندارد، هنرش را در خدمت جريان‌هاي سياسي قرار نمي‌دهد،  بلكه همه وجودش مالامال از وجدان، دانش، معرفت و گرايش شديد به حق و حقيقت است.

 موضوعات دوسالانه كاريكاتور

اينكه ما ايراني‌ها استاد افراط و تفريط هستيم هيچ شكي وجود ندارد. اين نكته را بارها گفته‌ام. ما ايراني‌ها يا بي‌ستون مي‌سازيم يا چهل ستون!!

صحبت روزهاي آغازين نوپايي مجدد كاريكاتور ايران بود. خب در آن ايام رفتارها و منش‌هاي فرهنگي در همه‌ي سطوح جامعه رسوخ كرده بود. با نگاهي به موضوعات دوسالانه كاريكاتور، صحت اين سخن را در مي‌يابيم.

دوسالانه اول1372، با موضوع: قلم.

دوسالانه دوم1374، با موضوع: كتاب.

دوسالانه سوم 1376، با موضوع: ميراث فرهنگي.

دوسالانه چهارم 1378، با موضوع: پايان.

موضوع دوسالانه چهارم واقعاً پاياني بود بر موضوعات فرهنگي اين رويداد هنري. با مرور  موضوعات بعدي دوسالانه كاريكاتور تهران، مي‌توانيم تصويري كم رنگي از جامعه‌ي‌ خودمان را بدست آوريم. « سفر، سرقت، سالمندان، پول و ترس» اين عبارات يكي پس از ديگري موضوعات دوسالانه‌هاي كاريكاتور تهران تا كنون است.

هر جشنواره با مطرح ساختن سوژه‌اي سعي دارد تا از زاويه ديد كاريكاتوريست‌ها، تصوير روشني از جامعه خود و رويداد‌هاي روز  جامعه جهاني بدست آورد. آنگاه كه كاريكاتوريست‌ها دست‌بكار مي‌شوند، همه جوانب سوژه را در لايه‌هاي زيرين جامعه و پيرامون خود كاووش مي‌كنند و كشفيات هنري خود را با آگرانديسمان كردن، آن‌ هم با اغراق‌هاي كاريكاتوري به نمايش مي‌گذارند. مكانيك و بازخورد عملكرد كاريكاتوريست‌ها در اين ميان بسان آئينه‌اي تمام قد خواهد بود كه افراد بتوانند زواياي پنهان و آشكار خود و جامعه‌شان را به تماشا بنشينند.

چه كسي از افراد جامعه در اين چرخه مي‌تواند خود را پنهان سازد. آنگاه كه «ترس»‌هاي دورني ما و جامعه‌‌مان، با همه‌ي ابعادش خود‌نمايي كند، نيتجه‌ نهايي چگونه ارزيابي خواهد شد؟

***

در شرايط فعلي كشورمان كه هر روز تحت فشارهاي خارجي قرار مي‌گيريم و تهديد و تحريم مي‌شويم، موضوع «ترس» چندان مصداقي ندارد. در اوايل بهمن‌ماه سال گذشته شواري برنامه‌ريزي دوسالانه كاريكاتور تهران جلسه‌اي تشكيل داد و موضوع «‌ترس» را براي مسابقه انتخاب كرد. اي كاش در آن جلسه كه همزمان با روزهاي خونين و مظلومانه جنگ 22 روزه غزه بود و از سويي ديگر انتخابات در آمريكا، اعضاي شوراي برنامه ريزي توجه و نكته سنجي بيشتري از خود نشاني مي‌دادند. زيرا اكنون كشور ما بيشتر از هر زمان ديگري زير ذره‌بين است. روزي ما را به حامي ترروريست متم مي‌كنند و روزي ديگر در ليست تروريست مي‌رويم. چندي پيش اوباما در تركيه اعلام كرد « كشور ايران يا سلامت مردم خود را انتخاب كند يا انرژي هسته‌اي را». براستي اعلام موضوع «‌ترس» در چنين جشنواره‌اي در سطح بين المللي از سوي ايران، نشان از چيست؟! ما بايد از چه بترسيم و چرا ترس را تجريه كنيم. اكنون ما با اقتدار و سختي‌هاي فراوان در مقابل همه‌ي زورگويان استعمارگر پايداري كرده و ايستاده‌ايم. وقتي كه كشور ما به فناروي هسته‌اي صلح‌آميز دست‌ ‌مي‌يابد، وقتي كه ماهواره‌ي كشور ما به فضا فرستاده مي‌شود و ... اين‌ها دستاوردها نشان از اقتدار ايران است. ترس در قاموس مردم ايران جايي ندارد.

نگارنده بعنوان يك كاريكاتوريست برخي جنبه‌هاي سياسي موضوع « ترس» را برمي‌شمارد.:

* ترسي كه رسانه‌هاي غربي و اروپايي از ايران به جامعه‌جهاني القاء مي‌كنند.

* ترسي كه غربي‌ها از مسلمانان و تروريست مطرح مي‌سازند.

* ترسي كه ما از دشمن بايد داشته باشيم.

* و ترس از فعاليت ايران در زمينه انرژي هسته‌اي.

بي‌شك اين سرفصل‌ها از نگاه تيز بين و موشكافانه كاريكاتوريست‌هاي حرفه‌اي جهان  پنهان نخواهد ماند.

دوسالانه كاريكاتور مي‌توانست با بررسي بيشتر و از طريق اينترنت، سوژه‌‌ي پيشنهادي را به مسابقه بگذارد تا با جامعيت بيشتري سوژه مناسب بدست آيد.

در هر صورت كاريكاتور مي‌تواند در شرايط فعلي كه همه دنيا به ما مي‌نگرد كمي ‌بيشتر به‌روز باشد و سراغ موضوعاتي برود كه روحيه ايستادگي و پايداري ما را بنمايش بگذارد.

بعنوان مثال موضوعات: «وطن من،  زمين من، ، مرزها، خاك، پرچم‌، صلح سبز، دنياي بدون سلاح، سوخت هسته‌اي سبز و ...

هر يك از اين موضوعات مي‌توانست جاي كار بيشتري براي خلق آثار كاريكاتوري ارزشمند و كاربردي‌تر را ايجاد كند.

ناگفته نماند خداوند در كنار همه‌ي حس‌هاي انساني، حس ترس را به ما ارزاني داشته تا در مواقع لزوم خود را پيشاپيش از بلاها و مشكلات نجات دهيم. اما پرداختن به ترس و روي آوردن به آن، آدمي را منفعل ساخته و همواره مجبور خواهد ساخت بگريزد، عقب‌نشيني كند و پا پس نهد.

 انتخاب آثار

وقتي صحبت انتخاب آثار به ميان مي‌آيد، خيلي‌ها دچار آلژي مي‌شوند. تپش قلب و گاهي هم عصبانيت.

تاكنون سراغ نداريم در مسابقه يا جشنواره‌اي اعضاي كميته انتخاب آثار بتوانند در همان مسابقه شركت كنند و ذي‌نفع باشند و حتي اعضاي اين كميته يكي پس از ديگري تا نفر هفتم از 9 نفر جايزه هم بگيرند!! تعجب نكنيد زيرا واقعي بودن اين اتفاق غير قابل انكار است.

دوسالانه كاريكاتور با همه‌ي اعتبار و  حرفه‌اي بودنش، تا همين دوره‌ي قبل، اعضاي كميته انتخاب آثار در كمال شگفتي در مسابقه هم شركت مي‌كردند و جايزه مي‌بردند. كم نبودند كاريكاتوريست‌هاي شركت كننده در دوسالانه، كه از انتخاب آثارشان ناراضي باشند. زيرا آثار قوي آنها كه احتمال برنده شدن بيشتر را داشت، انتخاب نمي‌شد.

نپذيرفتن اين واقعيت بدان معناست كه همه‌ي اعضاي كميته‌هاي انتخاب آثار انسان‌هايي وارسته بوده‌ و به نفس خود كاملاً تسلط داشته‌اند! و در مواجه با آثاري قوت‌تر از آثار خود، در كمال فروتني رضايت مي‌دادند آن آثار وارد مسابقه شده و گوي سقبت را از آنها بربايد. براستي حقيقت همين است يا حقيقت شكل وارونه آنچه گفته شد مي‌باشد؟!

مي‌توان تصور كرد اگر آثار قوي‌ ديگر كاريكاتوريست‌ها به جشنواره راه مي‌يافت، آيا آنها در هر دوره، يكي پس از ديگري جايزه مي‌بردند؟ براي آوردن مثال راه دور نمي‌رويم. آنچه مطرح گرديد، با آثار نگارنده، در تمام دوره‌هاي دوسالانه برخورد شده است! دوستي از درِ نصيحت وارد شد و گفت، فلاني چرا تو چند اثر به جشنواره مي‌فرستي؟ تنها يك يا دو اثر به مسابقه ارسال كن، اما اين دو اثر حتماً قوي باشند. اين پيشنهاد را كه انجام دادم، اصلا هيچ كدام از كارهايم به دوسالانه راه پيدا نكرد!! انگار شرط پذيرش ، قوي نبودن آثار بود!.

با عنايت به نكته‌اي كه در اشاره اين نوشتار آمد، اكنون وقت آن رسيده جدا از غر زدن و ايراد گرفتن، يكي از ويژه‌‌گي‌هاي نقد سالم را بكار بنديم.

دوسالانه كاريكاتور تهران از دوره پيش تصميم گرفت قيد كميته انتخاب آثار را بزند و از داوران بخواهد خود آنها به اين امر خطير مبادرت ورزند. بنظر مي‌آيد آنگاه كه خود داوران بخواهند آثار را گزينش كنند، ما با چالش ديگري مواجه خواهيم بود. از آنجا كه داوران موظفند آثار برنده  و برگزيده انتخاب كنند، اين امكان وجود دارد در موقع انتخاب آثار، با همان «نگاه و تفكر آثار برگزيده» همه كارها را محك بزنند و برخي آثار خوب در اين ميان حذف شود.

پيشنهاد نگارنده اين است برگزار كنندگان دوسالانه بيايند و در زمان اعلام فراخوان دو نكته را متذكر شوند. اول آنكه فقط كاريكاتوريست‌هاي حرفه‌اي حق شركت در مسابقه را دارند و دوم آنكه هر كاريكاتوريست حق دارد با يك يا دو اثر در مسابقه شركت كند. در اين شيوه حق كمتري از كسي ضايع مي‌شود. در حال حاضر اين روش در برخي جشنواره‌هاي خارجي اجرا مي‌شود.

 كاتالوگ

چاپ كاتالوگ شيك و نفيس دوسالانه كاريكاتور تهران، يكي از ويژه‌گي‌هاي اعتبار اين رويداد هنري بين المللي محسوب مي‌شود. با يك بررسي و محاسبه سرانگشتي آثار كاريكاتوريست‌هاي ايراني كه در كاتالوگ دوسالانه اول چاپ شده، تنها 9 اثر است. گويا در آن سال‌ها به كاريكاتوريست‌هاي ايراني چندان اعتماد نبوده، يا اينكه تلاش بوده با چاپ آثار كارتونيست‌هاي خارجي، جنبه‌ي بين المللي بودن دوسالانه را در آغاز راه افزايش دهنده. البته اين سياق در بخش اهداي جوايز، بيشتر خودنمايي مي‌كند!

اكنون كاتالوگ دوسالانه در هر دوره، بهتر از دوره‌ي قبل، نفيس‌تر چاپ مي‌شود. اما متاسفانه ايراد ديگري به تازه‌گي به قوانين دوسالانه راه پيدا كرده، و آن اينكه كاتالوگ دوسالانه  فقط به كساني رايگان اهدا مي‌شود كه اثرشان در كاتالوگ چاپ شده باشد. براستي هنرمندي كه چند اثر به دوسالانه ارسال مي‌كند و اثر او قابل عودت هم نيست، آيا اين آثار از حيث مالي ارزش اهداي يك جلد كاتالوگ را ندارد؟! بي‌شك اكنون دوسالانه كاريكاتور صاحب گنجينه‌ي بزرگي از آثار كاريكاتوريست‌هاي معاصر دنيا شده است. ناگفته نماند، بسياري از كاريكاتوريست‌ها تنها بخاطر دريافت كاتالوگ در مسابقات شركت مي‌كنند. در پاسخ اين طيف از كاريكاتوريست‌ها بايد عرض كرد. عزيزمن، كمي كه صبر كني فايل ‌PDF  كاتالوگ، مفت و مجاني روي سايت مربوطه خواهد رفت. برو دانلود كن، بشين و آنقدر PDF  را تماشا كن  چشم‌هايت در بيايد.

 داوري دوسالانه

شاگرد شيخ مرتضي انصاري وقتي مي‌خواست از نجف به ايران بيايد از شيخ خواست او را نصيحت كند. شيخ او را سه پنده مهم داد كه يكي از آن پنده‌ها اين بود. «قضاوت» را هرگز انجام نده، حتي براي رضاي خدا. مردان صاحب نفس و خودساخته تا مي‌‌توانستند از قضاوت و داوري فاصله مي‌گرفتند، زيرا داوري و قضاوت از اعمال سخت روزگاران است. آنگاه كه اين وظيفه را بپذيري، در خوش‌بينانه‌ترين وضعيت، عده‌اي را شاد و عده‌اي ديگر را آزرده خاطر خواهي كرد.

سخن از سختي‌هاي داوري به ميان آمد. گاهي مجبور مي‌شوي ملاحظه مدير فلان مدير سايت را داشته باشي، نفوذ فلان مدير انجمن و انجيو را در نظر بگيري، توانايي فلان مسؤول صفحه نشريه يادت باشد، فراموش نكني فلاني وابسته به كدام حزب سياسي است و ...

كيست كه اين همه ملاحظات را به فراموشي بسپارد و در اوج وارستگي به امر شريف داوري بپردازد. اين حقيقت انكار ناپذيراست، تا زماني كه بي‌خطر باشي، تو را جدي نمي‌گيرند. اين قانون دنياي امروز ماست. كم پيدا مي‌شود هنرمندي بخاطر هنرش جدي گرفته شود. مگر ديگران كه در ته صف هستند، كار بلد نيستند؟! هستند. تكنيك و تخصص هم دارند. اما آنان كه سالم‌ترند هميشه ته صف خواهند بود.

بهترين قضاوت‌ها، بطور معمول در جشنواره‌هايي انجام مي‌شود كه بخش انتخاب مردمي دارند و با راي مردم اثر برگزيده انتخاب مي‌شود. اين انتخاب‌ها، شايد توسط استادان و كارشناسان انجام نمي‌شود، اما كاري كه از اين طريق برنده مي‌شود هميشه در اوج حقانيت قرار دارد.

اعتقاد نگارنده بر اين است، جدا از تخصص، درستي و وجدان در كار، بيشتر بدرد داوران مي‌خورد. تشخيص اثر برگزيده از پس هر آدم منصفي كه كمي كار را بشناسد برمي‌آيد. داور حرفه‌اي و منصف كسي است كه در اوج شجاعت و بدور از تعارفات و رفتارهاي آوانگاردي، اجازه نمي‌دهد اثري كه شايسته برتري نيست، جاي آثار قوي و جذاب را به دلايل ديگر بگيرد.

رندي مي‌گفت، تازه‌گي‌ها روي نام و امضاء آثار شركت كننده‌هاي مسابقات را موقع داوري مي‌پوشانند. لابد مي‌خواهند ثابت كنند «نام‌‌ها» در داوري‌ ما مؤثر نبوده. اما آن رند گفت، در پاسخ اين ادعا بگوييد، اگر به داورها اعتماد داريد چرا روي نام و امضاي صاحب اثر را مي‌پوشانيد. نمي‌ترسيد به ساحت داوران اساعه ادب شود. 

+ نوشته شده در  Mon 23 Nov 2009ساعت 10 AM  توسط Davood Yarahmadi  | 

  بالاخره ....دو شماره  همزمان ۶-۵ فصلانه " گفتار سبز" طنز و كاريكاتور ويژه بهار و تابستان با كمي تاخير ببخشيد  به لطف حضرت حق و همراهی دیگر دوستان  در ۱۳۶ صفحه به چاپ رسید.

مدير مسئول و صاحب امتياز:محمدجعفر محمدزاده

 شوراي سردبيري: داود یاراحمدی و ساسان والیزاده،علی زمان محمدزاده ،سهراب جوادي

ويرايس: بهروز قزلباش

سرويس بين الملل: مهدی بارانی

مدير اجرايي: محمد جوادی

  در این شماره می خوانید:

·   سخن نخست

first speech         

·  جستارها و پندارهايي پيرامون طنز در فرهنگ و ادب پارسي/ دكتر مسعود ميري

jumps and thoughts environs staire in Persian culture and literature             

·   طنزهاي مديريتي ما/ گفت و گو با مهدي كلهر

our management staires          

·  سازوكار ايجاد خنده/ محمد جنيف

outfits which causes laugh         

·  "ترس"در دوسالانه كاريكاتور نهم/ عليرضا ذاكري

afraid in biennial of ninth caricature         

·  سياست كاريكاتوري يا كاريكاتور سياسي/ داود ياراحمدي

caricature politic or political caricature        

·   مانگا در ژاپن/ بهنام جاهدزاده

manga in japan         

·  قصد دارم بهترين باشم/ گفت و گو با عليرضا باقري

I’m going to be the best           

·  معلوليت محدوديت نيست/ آلبوم كاريكاتور

infirmity is not restriction         

·   وكلاي شكرشكن / سهراب جوادي

sweet spoken attorney           

·   از دست نوشته هايم به خدا پناه مي برم/ علي زمان محمد زاده

I shetter on my god for my handwriting           

·   لبخندهاي تبليغاتي / عباس علوي

promotive smiles           

·   با كاريكاتور شيرجه در سياست /گفت و گو با عليرضا ذاكري

dive in politic with caricature           

·  رنگ به هاشورهاي خيالم معني مي دهد/ گفت و گو با مهدي صادقي

hue convey to my dream hachures            

·  لبخند دراتاق تشريح/ نشست نشانه شناسي كاريكاتور  

 smile in anatomy room        

·   سفرنامه دومين جشنواره پوليا/ سفر نامه مهدي صادقي

  log of the second Poolia festival

·   سلطه رسانه/ آلبوم كاريكاتور

 the mastery of medium

·  روزنامه حزب خران/ معرفي كتاب تازه استادسيد فريد قاسمي

 donkey party newspaper

·  حكايت راوي خر مش‌غلام/ نگاهي با اشعار طنز حجتي 

 anecodote of Mash Gholam donkey’s narrator        

·  چرند و پرند دخو

  Dakhou’s Charandoparand

·  عليرضا قزوه و هندوانه

 Alireza Gazve and watermelon     

+ نوشته شده در  Thu 19 Nov 2009ساعت 3 PM  توسط Davood Yarahmadi  | 

برای دوست عزیزم «ساسان» به بهانه تجلیل از زحمات سالها تلاش ایشان در راه اندازی و شکل گیری دور جدیدی از فعالیت های فرهنگی در خرم آباد

...............................................................................................

پراز محبت فرداست ، فردايي كه شايد براي ديگران هنوز غريب  است و همين غريبانه است كه براي خيلي از ديروزمانده ها نيز براي نرسيدن به اين قرابت غريب با او ناخويشداري مي كنند.

از كنارش كه مي گذري  چنان بي آلايش مي نمايد كه گويي ، روستايي از سرچشمه هاي خيال است، بي هيچ مانده اي از كدورت دلهاي شهري ! 

شبانه براي دخترش «هانا» ، پدرانه-عاشقانه «هنا»مي خواند، شعر باران را .

باران ، باران..... هه

باران ترم كرد.

سوز بالا برز....

شايد و قتي با او به گفت و گو مي نشيني بزرگي فردايش تو را سايه سار مي شود و تورا پا به پا تا آنسوي خيالت دستگير مي شود –بي هيچ ردي و حضوري از خودوگاهي هم در گرماگرم اين دستگيري و پاي رفت ،پالاي خود را هم براي تو پاپوش مي كند تا شايد سبكتر به منزل برسد.

پيش از اين اين كه سعي داشته پيش باشد بيش بوده و پيش ا زآنكه بيش باشد ،خويش بوده است. در كوران نازايي عقل ودندان ژايي همكيشان، درعزلت خويش ، لور گشته  و به رقص قلم براي جماعت الوار سما  مي كند.

درنگاه هرپنجره« افلاك» مي خواند و براي« افلاك» دعاي باران.

باران مي بارد و او مي آيد «بي چتر و بي كلاه»

+ نوشته شده در  Sat 25 Jul 2009ساعت 6 PM  توسط Davood Yarahmadi  |